الحاج محمد كريمخان الكرماني ( مترجم : ابراهيمى )

6

دقائق العلاج ( فارسي )

بيمارى برآيد . اما در آن هنگام كه مرض و طبيعت انسان در نيرو باهم مساوى باشند و يا اينكه مرض قويتر باشد بايد به معالجه و رجوع به پزشك پرداخت و تأخير و كوتاهى روا نيست و اين صورت همان است كه منظور نظر حضرت ابى عبد الله بوده كه فرمود : كان المسيح عليه السلام يقول انّ تارك شفاء المجروح من جرحه شريك جارحه ، « مسيح عليه السلام مىفرمود كه اگر كسى درمان مجروحى را ترك كند با كسى كه او را مجروح كرده است شريك است » و در كتاب فصول از كتاب مكارم نقل شده كه تا وقتى كه بدنت درد را تحمل مىكند از دارو پرهيز كن و اگر تحمل نكرد دارو را به كار ببر و در حديث قدسى روايت شده كه ، لا اشفيك حتى تتداوى « تو را شفا نمىدهم تا وقتى كه معالجه كنى و شفاء از من است » و از حضرت ابو جعفر عليه السلام سؤال شد كه آيا مداوا جايز است ؟ فرمود : نعم ان الله جعل فى الدواء بركة و شفاء و خيرا كثيرا و ما على الرجل ان يتداوى فلا بأس به « بله خداوند در دارو بركت و شفاء و خير زيادى قرار داده و مرد وظيفه‌اش استعمال دارو است و مانعى در اين‌باره نيست » ، اخبار ديگرى نيز در اين باب روايت شده ، منظور از اينكه گفتيم بيمارى بايد غلبه كند ، اين نيست كه آدمى را بسترى كند ، بلكه مقصود اين است كه در آن هنگام كه مرضى مداوم شد و به انسان آزار رسانيد و طبيعت او در مدت معقولى از عهده دفع مرض برنيامد ، مىگوئيم كه مرض غالب شده و بايد آن را درمان كنند چه اگر مرض به طول كشد ، بدن را آزرده و ضعيف مىكند و بايد به زودى بدرمان بپردازند تا ناتوانى بدن ، بدان حد نرسد كه از استفاده از دارو باز بماند و دارو ديگر در آن اثر نكند و از درمان هم نبايد تا هنگامى كه اميدى بر بهبودى هست ، دست باز بدارند . گاهى هم بايد به تقويت بدن برسند تا سبب در آن كارگر نيفتد ، چه گاه